تبليغاتX
قلب شکسته

تمام شد . این دفتر تنهایی های من نیز آخرین ورق خود را فدای قلم سوزناک من کرد . اما این پایان با دیگر پایان ها تفاوت بزرگی داشت . این بار ، من هم تمام شدم . دیگر از من چیزی نماند . روح خسته ی من ، پریشان تر از همیشه . قلب بی تاب من ، با خاک نا امیدی یکسان .

این بار دفتر دیگری بر نخواهم داشت . این بار دیگر از حرف هایم چیزی را بر صفحه رقم نخواهم زد . می خواهم بخش دیگر دردهایم را به خاک قبری بسپارم که تن مرا در آغوشش می گیرد .

چون اوست که در نهایت ماُوای هر انسانی است . اوست که تا ابدیت مرا در خود نگه می دارد . او همدم من می شود و من باید به این تقدیر راضی باشم .

دور شدم از هستی ام ، از دست رفت امید . اندک مدتی بود اما شیرینی آن غیر قابل وصف . دوست داشتم که آخرین حرفم را بشنود ، ولی ..... .

به هر حال آنچه مسلم است پایان من با اوست . این برای من ، به معنی پایان همه چیز است و خداوندی که خدایی می کند ، ای کاش اینبار هم خدایی کند و مهر پایان را بر لوح وجودم زند

***     آرش |