![]() |
![]() |
|
|
امروز داشتم آخرین لحظه ای که صدات رو شنیدم با خودم مرور می کردم .
امروز داشتم دوباره اون طنین گرم و دلنشین رو توی ذهنم ، توی قلبم تداعی می کردم . امروز داشتم دوباره به عشقی فکر می کردم که برای من ابدی ماند و برای تو ... . امروز برای هزارمین بار ، اسم خودم رو در کنار یه تابلوی خالی تصور کردم . امروز به خاکستر عشقی دمیدم ، که شعله ی عشقش بارها منو سوزونده . چرا ؟ تا شاید یه بار دیگه منو بسوزونه . چون سوختن توی این عشق از هر چیزی برام لذت بخش تره . امروز حرف هایی رو با خودم مرور کردم که تو راحت گفتی و من سخت شنیدم . امروز به جدایی فکر کردم که تو اونو خواستی . امروز به جای خالی تو با یه دید دیگه نگاه کردم . امروز خودم رو در حسی غرق کردم که برای تو نفرت بود برای من عشق . امروز دوباره با همه ی وجودم حس کردم که هنوزم دوست دارم .
|
|
***
آرش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک گنجینه |
| شراره ی عشق |
یه دل شکسته که تنها عشقش رو از دست داد . حالا بدون اون ...... شاید بهتره منم این شعر رو روی تیکه های شکسته قلبم بنویسم :
" حالا من یه ارزو دارم تو سینه ، که دوباره چشم من تو رو ببینه " |
| کاغذ سیاه های من |
|
اردیبهشت 1386 فروردین 1386 |
| هم دردها |
|
*غوغای سکوت در دل شب* *تابوت* *منتظرت می مانم... * * سایت تخصصی شعر و ادبیات * |
|
RSS
|