تبليغاتX
قلب شکسته

صدایی می شنوم . صدای دره های تاریکی . صدایی که از اعماق سیاهی ها بر می خیزد .صدایی که مرا به خود می خواند . صدایی که از آزادی روح شیطانی می گوید .  صدایی که از جایگاه ابدی من خبر می دهد . آری ! گناه من جز این پاداشی ندارد . گناهی که تن تو رو را سرد کرد . گناهی که برق چشمانت را ربود . گناهی که من را با تنهایی رها کرد . گناهی که مرا در قفس انتظار حبس کرد . من ، ناخواسته تنها شدم .

چه کسی باور می کند که برایم بزرگترین بودی ؟ گناهکاری که سه چیز می شناسد : عشق ، مجازات و انتظار ، چشمان تو . و این سه چیز ، یک کس را می شناسند : تو .

ای پروردگاری که مرا آفریدی ! مرا نکش ، بلکه به عدم ببر ، هستی ام را بگیر در ازای گناهم . چگونه به او فکر کنم در حالی که از او شرمسارم و چگونه می توانم به یادش نباشم در حالی که همه چیزم بود ؟

درونم را ، درونم را از من بگیر

***     آرش |